گر باده خوری تو با خردمندان خور
یا با صنمی لاله رخی خندان خور
بسیار مخور و رد مکن فاش مساز
اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور
+ نوشته شده توسط شبگرد مبتلا در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت
2 بعد از ظهر |
|
گر باده خوری تو با خردمندان خور
یا با صنمی لاله رخی خندان خور بسیار مخور و رد مکن فاش مساز اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور + نوشته شده توسط شبگرد مبتلا در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت
2 بعد از ظهر |
یا به رسوائی قدم بگذار در بازار عشق
یا همی چشم از جمال یوسف کنعان بکن + نوشته شده توسط شبگرد مبتلا در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت
3 بعد از ظهر |
نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم + نوشته شده توسط شبگرد مبتلا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت
10 قبل از ظهر |
صورتگر نقاش چین
رو صورت یارم ببین یا صورتی برکش چنین یا ترک کن صورتگری + نوشته شده توسط شبگرد مبتلا در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت
7 بعد از ظهر |
آسمان تخته و انجم همه اش مهره اوست
کعبتینش مه و خورشید و فلک نراد است با چنین تخته و آن مهره و این کهنه حریف فکر بردن مکن اندیشه بی بنیاد است شرط در آمد کار است نه دانستن کار تاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است + نوشته شده توسط شبگرد مبتلا در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت
7 قبل از ظهر |
|
|