تبليغاتX
غلام قمر -

آنگه که مرا می زده بر خاک سپارید

زیر کفنم  خمره ای از باده گذارید

تا در سفر دوزخ از این باده  بنوشم

بر خاک من از ساقه ی انگور بکارید

 

آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات

یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات

هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده صافی

بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی ...

+ نوشته شده توسط شبگرد مبتلا در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 10 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM